
حالم به هم میخوره از آدما. از بی معرفتیشون. خوب شد یه سریxa0 اتفاقا افتاد که خیلیا رو بشناسم. دلم میخواد مثل جری سلینجرxa0 (نویسنده آمریکایی)تو فیلم rebel in the rye یه حصار بکشم دور خونم؛حتی نه فقط خونه بلکه کل دنیام تا هیچ کسو نبینم وxa0 کسی هم بم دسترسی نداشته باشه.xa0 دیگه از هیچ کس توقعی ندارم حتی اون کسی که خیلی دوسشxa0 داشتم هم به بلک لیست ذهنم پیوست!!xa0 خدایا بازم بم ثابت کردی جز خودت رو هیشکی حساب نکنم.xa0 " و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد" xa0...
ادامه مطلب
این چه وضشه :| سه شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۵ | 18:36 دلم واستون تنگ شده. میفهمید؟ کاش دقیقن میفهمیدید چقدرررر.xa0 چرا اینقد دلتنگ کننده هسین شماا؟؟؟ خدا رو خوش نمیاداا . حالا خود دانید.. ++خدایا یه جوری جورش میکنی؟؟ ای بابا باز حرف دهنمو نفهمیدم ولش کن بیخیال. هر چی خودت میدونی همونه :)xa0 moniz | ...
ادامه مطلب
این چه وضشه :| سه شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۵ | 18:36 دلم واستون تنگ شده. میفهمید؟ کاش دقیقن میفهمیدید چقدرررر.xa0 چرا اینقد دلتنگ کننده هسین شماا؟؟؟ خدا رو خوش نمیاداا . حالا خود دانید.. ++خدایا یه جوری جورش میکنی؟؟ ای بابا باز حرف دهنمو نفهمیدم ولش کن بیخیال. هر چی خودت میدونی همونه :)xa0 moniz | ...
ادامه مطلب
سلام. آخ که چقد دلم تنگ شده برات بشر دلبر. باور کن هر چقد بگم کمه اخه اندازهxa0 تنگی واقعیش خیلی بیشتر از این چیزاس.. . خیلی هواتو کردم.. جون من دعا کن زودتر هموxa0ببینیم.xa0 xa0کلی خیلی دوست دارم ماه خانم جونممم :** :)xa0 xa0 xa0...
ادامه مطلب
شام خورديم و ديگه سامان داشت ميرفت خيلي ناراحت بودم ديگه معلوم نبود كي دوباره سامي و ببينم.. خدافظي كرديم و من از نگاه سامي فرار ميكردم نميدونم چرا حالا كه اينجاس نگاش نميكنم .. رفتم توي اتاقم و روي تخت دراز كشيدم هر چي مامانم صدام ميزد جواب نميدادم و خودمو به خواب زده بودم .. از وقتي سامي امده بود رابطم با دوستام كمتر شده بود و همه فكرم اون بود براي همين كسي نبود كه باهاش حرف بزنم و درد و دل كنم... دوست زياد داشتم اما زياد باهاشون صميمي نبودم ... منتظر پيام سامي بودم كه خوابم برد صبح كه پ...
ادامه مطلب